
این اولین کتابی بود که از جلال آل احمد می خوندم طرز نوشتن کتاب خیلی سادهروان بود و خاطرات یک معلمی که بعد از سالها تدریس در دبستان حالا مدیر دبستانی شده و مشکلاتی که مدیر با اونها روبرو میشه و در این مشکلات به فکر حفظ مدیریتش نیست و کاری را انجام میده که فکر میکنه درسته و باید انجام بده و در نهایت هم از شغلش یعنی مدیر مدرسه استعفا میده....
ادامه مطلب
ااسم این داستان را زیاد شنیده بودم. علاقه مند شدم بخونمش داستانش را دانلود کردم البته فکر می کردم داستان خیلی بلندی باشه ولی این طور نبود البته بعد از خوندن این داستان در جایی دیگر این داستان را با اندکی تغییر دیدم ولی کلیات تقریبا همین بود که در زیر نوشتم. :) ماجرای داستان مربوط به زمان صفویان میشه که شاه عباس پهلوانی داشت به نام فرخ که خیلی به او می بالید. شاه عباس، فرخ را به تبریز فرستاد تا از پادشاه تبریز که مالیاتش را هفت سال پرداخت نکرده بود مالیات بگیرد و پهلوان او مسیح را اسیر کنند و به اصفهان بیاورند. فرخ به تبریز میره با مسیح می جنگد و در نبردی نزدیک مسیح پهلوان تبریز از فرخ شکست م...
ادامه مطلب
این اولین کتابی بود که از جلال آل احمد می خوندم طرز نوشتن کتاب خیلی سادهروان بود و خاطرات یک معلمی که بعد از سالها تدریس در دبستان حالا مدیر دبستانی شده و مشکلاتی که مدیر با اونها روبرو میشه و در این مشکلات به فکر حفظ مدیریتش نیست و کاری را انجام میده که فکر میکنه درسته و باید انجام بده و در نهایت هم از شغلش یعنی مدیر مدرسه استعفا میده.|+| نوشته شده توسط مهنوش عابدی دهکردی در چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۵ | ...
ادامه مطلب
ماجرای یک پروفسور زمین شناس به نام لیدن براک است. که نوشته های یک دانشمند قدیمی را پیدا می کند که مربوط به سفر او به مرکز زمین است. با خواندن این دست نوشته پورفسور لیدن براک هم قصد سفر به مرکز زمین را می کند و به همراه برادرزاده خود آکسل که دستیار او هم است مقدمات این سفر را فراهم می کند . آکسل که از این سفر بسیار وحشت دارد سعی میکند عمویش را از این سفر منصرف کند . ولی موفق نمی شود زیرا پروفسور لیدن براک تصمیم خود را گرفته است. دهانه این کوه آتشفشان که آن ها قصد دارند از دهانه آن به مرکز زمین سفر کنند در ایسلند قرار دارد آن ها در ایسلند با مرد تنومند و مهربانی به نام هانس آشنا می شوند که در...
ادامه مطلب
به نظر من کتاب جالبی بود. داستان که از زبان شخصی است به نام یونس که دانشجوی دکترای جامعه شناسی است و به شدت درگیر پایان نامه اش هست و مشکلاتی که در این راه با آن مواجه می شود. در کنار این موضوع دوست قدیمی خودش را میبینه که او هم یه سری مشکلات داره و ذهن یونس درگیر مشکلات مهرداد دوست قدیمی اش می شود. و گاهی این سوال توی ذهنش شکل می گیره که در میان این همه سختی ها و مشکلات زندگی خدا کجاست؟ به نظر من هدف داستان همانطور که از اسم کتاب برداشت می شود یادآوری این نکنه است که آنقدر به خداوند نزدیک باشیم و او را دوست بداریم و در هر شرایطی که هستیم شک نکنیم که خ...
ادامه مطلب
من وقتی اسم محمدعلی جمالزاده را می شنوم یاد داستان کباب غاز می افتم شاید چون این اولین داستانی بود که ازش خوندم. این داستان محمد علی جمالزاده هم مثل کباب غاز خواندنی است. داستان، زندگی نامه پسری است به نام محمود، او دوست خیلی صمیمی داره به نام رحیم، که با ریاضی و اعداد و ارقام به طور خیلی افراطی علاقه داشت و عاقبت هم دچار جنون شد. البته فلسفه و طرز فکر رحیم در مورد اعداد هم خودش موضوع جالبیه. رحیم در دارالمجانین بستری شد و محمود هفته ای چند بار به دارالنجانین برای دیدن رحیم می رفت. در اونجا با چند نفر از افراد دارالمجانین آشنا شد. یکی از آن ها شخصی بود ...
ادامه مطلب
این یک داستان کوتاهه موضوعش اجتماعیه و نقش اصلی آن یک مادره که چندتا دختر و پسر داره و همگی ازدواج کردند و شوهرش هم فوت شده و همه بچه ها مشغول کار و زندگی خودشون هستند و هیچ توجهی به این مادر ندارند و این مادر هم ار لحاظ عاطفی و هم از لحاظ مادی مشکلات زیادی پیدا میکنه و مورد حمایت هیچ کس قرار نمیگیره. و ماجراهایی که برای این مادر پیش میاد. از کتاب واهمه های بی نام نشان من فقط همین داستانش رو خوندم. از بقیه داستانهاش چیزی نمیدونم اگه قسمت شد و خوندم یه مختصری ازشون میذارم....
ادامه مطلب
کتاب خیلی پر ماجرایی است که شخصیت های زیادی در داستان است که باید از ابتدای داستان شخصیت ها و ماجراهایی که از ابتدا داستان گفته میشود را تا آخر داستان به خاطر داشته باشید. خلاصه ای از کتاب: الیور پسر بچه ای است که در یک نوانخانه زندگی می کند. شرایط نوانخانه بسیار سخت و غیر قابل تحمل است، الیور از نوانخانه فرار می کند و به لندن می رود، آنجا با گروهی از بچه ها آشنا می شود که کار اصلی آن ها دزدی است و پیرمردی به نام فاگین از این بچه ها نگهداری می کند. پیرمرد جیب بری را به اسم بازی با بچه ها تمرین میکرد و آموزش میداد و الیور هم یاد گرفت ولی الیور از اینکه هد...
ادامه مطلب
اسم این داستان را خیلی زیاد شنیده بودم کنجکاو شدم که بخوانمش. کتابی است که به انسان یاد آوری می کند که از زندگی، از نگاه به آسمان و ستارگان و از دیدن یک گل لذت ببریم. و اینکه سادگی بچگی را فراموش نکنیم. و به مشغولیات زندگی و روزمرگی و افکار شلوغ و درهم در این کتاب رفتار آدم بزرگ ها گفته میشود. شازده کوچولو در راه رسیدن به زمین از شش سیاره عبور میکند. در هر سیاره یک نفر زندگی می کند .که رفتار هرکدام از آن ها نمونه ای از یک رفتار آدم بزرگ هاست. مثل قدرت پرستی، غرور و......و این مسئله را نتیجه میگیرد که هرکس با رفتار و افکار خود، خود را محدود می کند و این ب...
ادامه مطلب